هوش عاطفي، مفهومي زيبا و هيجان‌انگيز


امورفرهنگی

آموزنده

ـ هوش زباني: توانايي بيان افكار از طريق صحبت كردن يا نوشتن است. ـ هوش منطقي/ رياضي: توانايي كار كردن با اعداد و استدلال منطقي است. ـ هوش فضايي (تجسمي): توانايي درك و تجسم تصاوير ذهني و خلق فضايي آنها از نوست. هنرمندان، دانشمندان و سازندگان بناها، مهندسان و معماران، از اين گروه‌اند. ـ هوش موسيقيايي: توانايي شنيدن و از نو نواختن آهنگ و آوايي با ريتم است. ـ هوش جنبشي: توانايي كنترل حركات مختلف جسم است. ورزشكاران و بازيگرها هوش جنبشي دارند. ـ هوش ارتباطي: توانايي ايجاد ارتباطي سهل با ديگران، هوش درون‌فردي يا توانايي درك خود درون است. اين‌گونه افراد، به‌خوبي احساسات و عواطف خود را شناسايي كرده، از نقاط ضعف و قدرت خود كاملاً آگاه هستند. ـ هوش عاطفي: شامل انگيزه‌هاي شخصي، همدلي، مقاومت، شور و هيجان، خودسازمان‌دهي و نيكوكاري است. روان‌شناسان در قلمرو فعاليت‌هاي پژوهشي خود علاوه بر تقسيم‌بندي فوق، ‌به انواع ديگري از هوش نيز پي برده، به‌طور كلي آنها را به سه گروه به شرح زير تقسيم كرده‌اند (ري‌زل، ١٩٩٩٢): ١ـ هوش انتزاعي: منظور توانايي درك و حل مسائل از طريق نمادهاي كلامي و رياضي است. ٢ـ هوش عيني: منظور توانايي درك و حل مسائل از طريق دستكاري و به كارگيري اشياء است. ٣ـ هوش اجتماعي: منظور توانايي درك و فهم ديگران و ايجاد ارتباط با آنهاست. هوش فرهنگي، نيز يكي ديگر از زيرمجموعه‌هاي هوش است كه به عنوان بحثي جديد در سال‌هاي اخير مطرح گرديده است. منظور از هوش فرهنگي، توانايي درك قضاوت ارزش‌ها، باورها، هنجارها و هنجارها و عادت‌هاي فردي و جمعي است. مقايسه هوش منطقي و هوش هيجاني هوش و استعداد تحصيلي (IQ) و هوش هيجاني (EQ) ضد يكديگر نيستند، بلكه فقط با هم تفاوت دارند. عقل و هوش منطقي به‌ قدرت استدلال كمك مي‌كند، اما توانايي پيش‌بيني پيامدهاي تصميم‌گيري، فقط از هوش عاطفي ـ هيجاني برمي‌آيد. يكي از امتيازات EQ به IQ، بعد اكتسابي بودن آن است كه قابل يادگيري، تكامل، بهبود و اصلاح است. دانشمندان به اين نتيجه رسيده‌اند كه از طريق هوش منطقي مي‌توان رابطه‌اي را آغاز كرد، اما دوام آوردن آن به هوش هيجاني بستگي دارد، براي مثال از طريق هوش هيجاني، مي‌توان به استخدام درآمد، اما تنها از طريق هوش هيجاني، مي‌توان در شركتي دوام آورد، رشد كرد و به كسب درآمد و مقام‌هاي بالا رسيد. جك بلوك، روان‌شناس دانشگاه كاليفرنيا، به مقايسه افرادي كه داراي بهره هوش بالا و افرادي كه داراي استعدادهاي عاطفي چشمگيري هستند، پرداخته و تفاوت‌هاي آنها را مورد بررسي قرار داده است، افراد داراي ضريب هوشي بالا نسبت به افراد داراي تمايلات عاطفي بالا تفاوت‌هاي قابل توجهي دارند. افراد داراي بهره هوشي بالا (يعني كاملاً فاقد هوش هيجاني) تقريباً تصوير اغراق‌آميزي از روشن‌فكراني هستند كه در قلمرو ذهن استادند، اما در دنياي فردي ناكارآمد، نيم‌رخ‌هاي آماري مردان و زنان در اين خصوص تا حدي متفاوت است. مرد داراي بهره هوشي بالا، بلند پرواز، مولد، قابل پيش‌بيني و سرسخت است متوجه علاقه‌هاي فردي خود نيست. او همچنين عيب‌جو و فخرفروش، مشكل‌پسند و از نظر عاطفي سرد و بي‌روح است. برعكس، مرداني كه از نظر هوش هيجاني بالا هستند، از نظر اجتماعي متوازن، خوش‌برخورد و بشاش هستند و در مقابل افكار نگران‌كننده يا ترسناك مقاوم‌اند. آنان در زمينه خدمت به مردم يا حل مشكلات، قبول مسئوليت و برخورداري از ديدگاهي اخلاقي، ظرفيتي قابل توجه دارند و به ارتباط خود با ديگران و توجه نشان مي‌دهند. زنان، داراي ضريب هوشي بالا از اتكا به نفس هوشمندانه‌اي كه از آنان انتظار مي‌رود، برخوردارند، تفكرات خود را به‌راحتي مطرح مي‌كنند و براي موضوع‌هاي ذهني ارزش قائل‌اند و طيف گسترده‌اي از علاقه‌هاي ذهني و زيبايي‌شناختي دارند. آنان همچنين درون‌نگر، مستعد به اضطراب، فرورفتن در خيال‌ها و داراي احساس گناه هستند و در ابراز آشكار خشم خود، درنگ مي‌كنند. برعكس، زنان داراي هوش هيجاني سرشار، باجرئت هستند و احساس‌هاي خود را مستقيم بروز مي‌دهند، و درباره خودشان احساس مثبتي دارند و زندگي براي آنان سرشار از معناست

تعريف هوش هيجاني هوش هيجاني (Emotional Intelligence) نوعي فراتوانايي است كه مشخص مي‌كند چگونه مي‌تواني از ساير مهارت‌هاي خود از جمله بهره هوشي به بهترين صورت استفاده كنيم. سالوي و ماير نخستين تعريف رسمي از هوش هيجاني را در سال ١٩٩٠ بدين صورت منتشر كردند: «توانايي شناسايي هيجان‌هاي خود و ديگران، تمايز بين آنها و استفاده از اين اطلاعات براي هدايت تفكر و رفتار فرد.» گولمن، هوش هيجاني را چنين توصيف مي‌كند: «هوش هيجاني نوع ديگري از هوش است كه مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن، استفاده از آن براي اتخاذ تصميم‌هاي مناسب در زندگي، توانايي اداره مطلوب خلق و خو و وضع رواني و كنترل تكانش‌هاست. هوش هيجاني عاملي است كه به هنگام شكست ناشي از دست نيافتن به هدف، در شخص، ايجاد انگيزه و اميد مي‌كند. هم‌حسي (آگاهي از احساسات افراد پيرامون). مهارت اجتماعي (رفتار مناسب با مردم و كنترل هيجان‌هاي خويش در رابطه با ديگران و توانايي تشويق و هدايت آنان)، از ديگر جنبه‌هاي هوش هيجاني است.» هوش هيجاني، ابعاد شخصي، هيجاني، اجتماعي و حياتي هوش را كه اغلب بيشتر از جنبه‌هاي شناختي آن در عملكردهاي روزانه مؤثرند، مخاطب قرار مي‌دهد. هوش هيجاني با عواملي مانند توانايي درك خود و ديگران (خودشناسي و ديگرشناسي)، ارتباط با مردم و سازگاري فرد با محيط پيرامون خويش، پيوند عميقي دارد. به‌عبارت ديگر، «هوش هيجاني پيش‌بيني موفقيت‌هاي فرد را ميسر مي‌كند و به‌طور كلي توانايي‌هاي شخص را براي سازگاري با شرايط زندگي و ادامه حيات در جهان مي‌سنجد.» پيتر سالوي (١٩٩٠) ضمن اختراع اصطلاح سواد هيجاني به پنج حيطه در اين مورد اشاره مي‌كنند: ١ـ شناخت حالات هيجانيك، يعني خودآگاهي. ٢ـ اداره كردن هيجان‌ها، يعني مديريت هيجان‌ها به روش مناسب. ٣ـ خودانگيزي، يعني كنترل تكانش‌ها، تأخير در ارضاي خواسته‌ها و توان قرار گرفتن در يك وضعيت رواني مطلوب. ٤ـ تشخيص دادن وضع هيجاني ديگران، همدلي. ٥ـ برقراري رابطه با ديگران


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در سه شنبه 27 تير 1391برچسب:,ساعت18:50توسط سعیده | |